چرا باید زیادتر و کندتر بخوانیم؟

داستان‌نویسی و رمان‌نویسی فراتر از هر شاخۀ هنری دیگری به مطالعه وابسته است. زیرا رمان‌نویس برای خلق اثری خودساخته و بی‌سابقه ناچار است به گذشته برگردد و همۀ آثار شاهکار پیش از خود را مرور کند و از همۀ آن‌ها مایه بگیرد و بیاموزد.

اگر نویسنده‌ای با عزمی سفت‌وسخت به دنبال آفریدن رمانی تازه و ماندگار باشد ناگزیر است که خواهنده و دیوانه‌وار لابلای صفحات داستان و رمان پیشینیان و کهنه‌کارها بکاود و بجوید و بیابد. البته مطالعۀ همۀ شاهکارها زمان‌بر خواهد بود، از این رو ضروری‌ست که اندازۀ توان مطالعۀ خود را آهسته و پیوسته بالا برد.

اگر عادت به مطالعه ندارید با داستان‌های کودکان و نوجوانان شروع کنید. این داستان‌ها خوش‌خوان و خوش‌خوراک‌اند و شما را ترغیب می‌کنند تا بیشتر بخوانید؛ یا می‌توانید با خواندن داستان‌های کوتاه ده‌پانزده صفحه‌ای شروع کنید و سعی کنید هر دو هفته درمیان بسته به توانایی و انگیزه‌ای که دارید پنج تا ده صفحه و یا بیشتر بر آن اضافه کنید.

توجه داشته باشید که منظورم از زیاد خواندن، به هیچ‌وجه تند خواندن نیست. اتفاقأ تندخوانی به شدت زیان‌بار و آسیب‌زننده است، به این دلیل که فرد تندخوان با سرعت و به سهولت از جزئیات بسیار مهمی گذر می‌کند که به آن‌ها نیاز دارد و شالودۀ کارش خواهند بود.

توصیه می‌کنم تا جایی که امکان دارد ریتم خواندن خود را روی دور کُند تنظیم کنید تا بهتر و عمیق‌تر بخوانید و از جزئیات مهم غافل نشوید. یقینأ درک و شناخت از یک کتاب بهتر از ده کتابی خواهد بود که فقط خوانده شده باشند. نتیجتأ تلاش کنید تا هرچه زیادتر و کندتر بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *