دسته‌ها
رمان‌نویسی

ابتدای مسیر رمان‌نویسی

اگر از درون‌ات واقعأ به نوشتن رمان علاقه داری و می‌خواهی رمانی داشته باشی که اسم‌ات روی جلد آن باشد همین کافی است، ادامۀ کار آسان است. شاید سردرگمی، بی‌حرکتی، تنبلی، ناامیدی، مدام وقتت را هدر می‌دهی و نگرانی. بگذار خیالت راحت باشد که نویسنده‌های بزرگ هم با چنین احوال بدی مواجه شده‌اند دقیقأ مثل تو، ولی آن‌ها به مرور آموخته‌اند که چگونه با آن کنار بیایند.

چه اشکالی دارد اگر هر روز فقط و فقط نیم‌ساعت بخوانی و نیم‌ساعت بنویسی یعنی روزانه یک ساعت نه بیشتر. تو در ابتدای مسیری، برای کسی ممکن نیست در گام اول روزی ده ساعت بخواند و بنویسد.

چه اشکالی دارد اگر حوصلۀ هیچ کاری نداری. با بی‌حوصلگی از خوت فاصله بگیر و از دور به یک آدم بی‌حوصله دقت کن؛ توی نیم ساعت نوشتنِ آن روزت راجع به شخصیت بی‌حوصله‌ای بنویس که در آینده رمان‌ات به آن نیاز خواهد داشت.

چه اشکالی دارد اگر به جای چند ساعت مطالعه، به مهمانی دوستی بروی. خودت را جای شخصیتی بگذار که به یک مهمانی دعوت شده است و در نیم ساعت نوشتنِ آن روزت راجع به آن شخصیت و حال‌وهوای مهمانی بنویس.

چه اشکالی دارد اگر چند ساعت توی فضای مجازی ول بگردی، کافی است در نیم ساعت نوشتن آن روزت دربارۀ چیزهایی که در موبایل‌ات دیده‌ای یا شنیده‌ای بنویسی.

چه اشکالی دارد حتی اگر نصف روزت هیچ فعالیتی انجام نداده باشی و فقط به سقف خیره شده باشی. همان بس که در نیم ساعت نوشتن آن روزت راجع به هیچ کاری نکردن و به سقف خیره شدن بنویسی.

خلاصه برای نوشتن یک رمان خوب واقعأ مهم نیست در ابتدای راه زیاد بخوانی و بنویسی، فقط کافی است حداقل نوشتنی برای خودت تعیین کنی و در آن راجع به تنبلی و ناامیدی و بدبختی و بیکاری و بی‌پولی و ناتوانی‌ و هر شرایطی که در آن هستی هر روز کمی، فقط کمی بنویسی و صبر داشته باشی. شک نداشته باش که با یک ساعت خواندن و نوشتن روزانه راه تاریک پیش رویت به وضوح روشن خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *