با رونویسی از شتاب خود بگیرید

فکر می‌کنم رونویسی‌کردن یکی از مهم‌ترین‌ تمرین‌ها برای هر نویسنده‌ای باشد. مدتی‌ست از روی شاهنامۀ فردوسی می‌نویسم و تغییراتی اساسی را حس می‌کنم که به گمانم رونویسی عامل آن باشد.

از زمانی که رونویسی می‌کنم به جای شتاب در خواندن و خواندن و خواندن، تمایل دارم کندتر، دقیق‌تر و متمرکزتر بخوانم و به سادگی از روی جزئیاتِ به ظاهر بی‌اهمیت اما واقعأ مهم نگذرم. وقتی برای اتمام کتابِ داستانی شتاب دارم و ذوق‌زده‌ام تا هرچه زودتر آخرین برگ آن را ورق بزنم، حس می‌کنم در پایان به یک «کلِ ناقص» می‌رسم، «کلی» که فاقد جزئیات است.

از طرفی مکتوب فکر کردن همواره کار دشواری بوده و رونویسی کمک کرده تا بتوانم آسان‌تر به شکل مکتوب فکر کنم؛ با رونویسی فرصت بیشتری دارم تا روی جمله‌ای بمانم و سلیس و کامل آن را هضم کنم و فکرم را درگیر جزئیاتش بسازم.

همچنین با رونویسی می‌توانم سبکِ کار و نوشتن نویسنده را بشناسم و تشخیص بدهم، که صرفأ با خواندن قادر به چنین شناخت و تشخیصی نخواهم بود؛ این شناخت و تشخیص باعث می‌شود تا بتوانم با خورده تلاشی از آن‌ها تقلید کنم و از این طریق کم‌کم به سبک و صدای نوشتن خود دست‌یابم.

هر روز صفحه‌ای از کتابِ نویسنده‌ای را که دوستش دارید رونویسی کنید تا عمیقأ با خم‌وچم و شیوۀ نوشتنش آشنا شوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *