آلیس مونرو/ نقد و بررسی/ عشق جایش تنگ است

«عشق جایش تنگ است» مجموعۀ سه داستان‌کوتاه که در سال‌های 93 و 94 در ایرن چاپ شده‌اند. کتابی دویست صفحه‌ای نوشتۀ آلیس مونرو که نویسنده‌ای صاحب چندین جایزۀ ادبی، من‌جمله جایزۀ نوبل ادبی می‌باشد. وی اهل کانادا است و نود سال سن دارد.

خانم نجمه رمضانی ترجمه‌ای ضعیف و بی‌کیفیت از این اثر ارائه کرده است. ازدیاد اصطلاحات کهنه و کلیشه‌ای و همچنین استعمال واژه‌های انتزاعی برای توصیف کردن، لذتِ خوانش متن را گرفته و سبب کاستنِ ارزشِ اثر گشته است.

آلیس مونرو این مجموعه داستان را به سبک واقع‌گرایی و ساختار خطی نگاشته است. این قصه‌ها از وقایع و رویدادهای معمول اجتماعی برگرفته شده‌اند و آغاز و پایانِ معلوم و مبرهنی دارند.

هر سه‌ قصۀ این مجموعه در مضمون و شخصیت داستان به تقریب نقطۀ اشتراک دارند. در هر یک از این قصه‌ها دختری خدمتکار و تنگدست عاشق پسری می‌شود و شرایط رفاهی مطلوب‌تری در زندگی می‌یابد.عشق در هر سه داستان، جریان زندگی دخترهای عاشق را از فقر در جهت رفاه به چرخش می‌اندازد.

از سویی دیگر هر یک از معشوقه‌های این دخترهای عاشق به طرز فجیعی کشته می‌شوند، در واقع هر کدام در مسیر جذب سرمایه و مال‌اندوزی از بین می‌روند. به نوعی می‌توان ردِ تضاد و تقابلِ عشق و سرمایه را در این قصه‌ها گرفت.

آلیس مونرو داستان‌ها را به سرعت پیش می‌راند و کش‌وبسط می‌دهد. عقب‌جلو رفتن‌های زمان در داستان‌ها گاهی گیج‌کننده به نظر می‌رسد. شتاب در نقل و روایت داستان‌ها باعث شده تا در بخشِ کوتاهی از قصه، ماجراهای زیادی برملا شود و این به نوبۀ خود سبب گشته تا به شخصیت‌پردازی و شرح جزئیات توجه کمتری شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *