افکارمان را به عمل تبدیل کنیم

هنگامی که فکر کردن بیش از اندازه رنج‌ آور می‌شود، عمل کردن بهترین داروست (سلمان رشدی). جمله‌ای بود که در رمان بچه‌های نیمه‌شب به آن برخوردم.

چند روزی است که مکرر این جمله را زیر لب زمزمه می‌کنم و در فکرم بالا و پایینش می‌اندازم. اما فکر کردم که بجای تاب آوردن فکری تا رسیدن به مرحلۀ رنج‌آور شدنش، بهتر است که اصلأ اجازه ندهیم ذهن‌مان به این سطح ورود کند و در منجلاب فکر فرو رود و برنجد.

این پله از فکر کردن را چون سطح یخی می‌بینم که با پای خود رفته و روی آن ایستاده‌ایم و هر آن احتمال دارد گرهِ تَرکی باز شود و قبل از دست به عمل شدن، ما را برای همشه غرق ‌کند.

برای فهم آسان‌تر بهتر است نمایی از داخل ذهنم که دقیقأ ده سال به همین شیوه بوده است را توصیف کنم. فضای ذهنم را چون مخزن بزرگِ پُر از کاهی تجسم کنید که جریانی از بادِ ابرپنکه‌هایی در آن به هر سو در گردش است، این پره‌های سبکِ پرجنب‌وجوشِ معلقِ در هوا افکار من بودند.

میلیون‌ها پرۀ کاه یا میلیون‌ها پروندۀ گشودۀ آرزوها، اهداف، کار، برنامه، پروژه و…. که جز آشفتگی و اخلال و جز این که فقط در قالب و فرم فکر باقی بمانند و مایۀ رنجش باشند، هیچوقت جامۀ عمل نپوشیدند و رنگی از عمل به خود نگرفتند.

در میان این درۀ افکار، دو ستون فیل‌قامتِ کمال‌طلبی و انفعال هم توانِ جُم و جنبش را از من ربوده بودند، آنچنان که حوصله نداشتم لیوانی آب به دست خود بدهم. کارهای امروزهایم آن‌قدر زیاد شدند که ناچارأ هر روز به فردا موکول‌شان می‌کردم، پی‌اچ‌دی خودخرکنی گرفته‌ بودم از بس خود را با فردا گول زده‌ بودم.

سال‌ها خودفریبی و انفعال اولین درسش را داد که دیگر منتظر دست غیبی نمانم و پیۀ انتظارِ وضعیت ایده‌آل فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی را دیگر به تن نمالم و ریزه‌عملی را جایگزین افکار بیهوده کنم.

امروز بجای دلشوره و نگرانی از عدم برنامه و انگیزه و اراده و…. دوست دارم بگویم مرده‌شوی برنامه و انگیزه و همه و همۀ این‌ها را ببرند، تنها نیازم برداشتن یک قدم است؛ البته نه اینکه مخالف برنامه و انگیزه و توجه به اراده و… باشم، بلکه دیگر می‌دانم که این‌ چیزها چون بیسکویت‌های خیس شده‌ای نیستند که در دهان‌مان بگذارند و ما فقط زحمت قورت دادنش را متقبل شویم، بلکه تمام این همه، موانع مسیر عمل هستند و تا قبل از عمل بی‌معنی و مزخرفند.

هر وقت فکر و ایده‌ای به ذهنت رسید و خواستی که عملش را به بعد موکول کنی حواست جمع باشد که مچ خودت را در دم بگیری و به خودت سخت بگیری و خودت را ملزم به انجام عملش بکنی در غیر این صورت به آن فکر نکنی و ذهنت را انبار کاه نکنی بهتر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *