دسته‌ها
معرفی و بررسی کتاب

اخبار را دنبال نکنید| کتابی از رولف دوبلی

در چهار سال گذشته اخبار مهم کشورهای جهان و حتی نیمچه‌خبرهای کشورهای ناکجاآبادی را میلی‌متری و قدم‌به‌قدم رد می‌گرفتم، و هیچ کانال و پیج و سایت خبریی از نگاهی هر چند کوتاه به دور نمی‌ماند. هر روز صدها خبر از گوشه پس‌گوشۀ جهان را همچون شبکه‌ای از تارهای عنکبوت به هم ربط می‌دادم و تصور می‌کردم در حال کشف راز جهان هستم و خود را عالِم آگاه می‌پنداشتم.

در این مدت ساعتی را به دور از بررسی خبر نگذراندم، مگر اینکه اینترنت قطع باشد یا خواب باشم. تا اینکه هفتۀ قبل مطلبی دربارۀ کتاب «اخبار را دنبال نکنید» نوشتۀ رولف دوبلی خواندم. پس از آن بلافاصله همۀ مسیرها و سایت‌های خبری را به روی خود بستم و منتظر ماندنم تا اصل کتاب به دستم برسد. خوشبختانه دیروز این کتاب به دستم رسید و با خواندن کتاب قانع شدم که برای همیشه قید اخبار را بزنم.

(اخبار را دنبال نکنید) کتابی از رولف دوبلی نویسنده و رمان‌نویس در 140 صفحه با ترجمۀ امید کریم‌پور و توسط نشر مهرگان خِرد در سال 96  چاپ شد. این کتاب حاوی نقل‌قول‌ها و مشاهدات علمی تجربیِ روانشناسان و دانشمندان و محققان برای آشنایی با  اثرات سوء و مخرب اخبار بر زندگی و عملکرد مغز و ذهن ما و همچنین راه‌کارهایی برای ترک و رهایی از شر اخبار است.

«هیچ خبری آنقدر مهم نیست که نتوانید بدون آن زندگی کنید.»

به تقریب یک فردِ بالغِ باسواد در هر سال 20 هزار خبر می‌خواند که یک ماه از هر سال وی را می‌بلعد. آیا 20 خبر از 200 هزار خبر خوانده شده در ده سال قبل را به خاطر می‌آوریم؟ /  آیا این تعداد خبر اثر مفیدی در برنامه‌های مهم و زندگی شخصی ما داشته‌اند؟ / اگر این خبرها را نخوانده بودیم اکنون در جایگاهی پایین‌تر بودیم؟ / آیا این اخبار چیزی به دانش ما افزوده‌اند؟  خیر_ اگر این طور می‌بود تاکنون ‌بایستی روزنامه‌نگاران مرفه‌ترین و پیشرفته‌ترین سطح زندگی اجتماعی را صاحب می‌بودند، نه اینکه در ردۀ اول و دوم پراسترس‌ترین و کم‌درآمدترین شغل‌های دنیا باشند.

کلی جانسون کارآفرین حوزۀ رسانه می‌گوید:«به ازای هر خبرنگار در ایالات متحده بیش از چهار متخصص روابط عمومی وجود دارند که در تلاش هستند تا آن خبرنگارها را مجبور کنند تا چیزی را که رؤسایشان می‌خواهند بنویسند.»

به دستور رؤسای رسانه‌ها، روزنامه‌نگاران به فراهم کردن تعداد زیادی خبر جذاب در یک شبانه‌روز ملزمند. ناچارأ روزنامه‌نگاران وقت کافی برای تحقیق در مورد خبرها را نمی‌یابند و مجبورأ رویدادها را در میانبرترین و سطحی‌ترین و جذاب‌ترین شکل آن ارائه می‌دهند. به بیان دیگری آنان ناتوان از شناخت و موشکافی  حقیقت و تصویر کلی ورای ظاهر یک رویداد خبری هستند. در ضمن کشف رابطۀ علل و معلولی یک جریان خبری رابطه‌‌ای خطی و ساده نیست، بلکه بس پیچیده و نامرئی و لایه‌برداری و لمس منشأ اصلی آن، زمانی مناسب و تحقیقی مفصل جهت گزارشی مستدل‌ و مستند را خواستار است، که چون میسر نیست پس اخبار جعلی ذهن سردرگم خبرخوانان را سردرگم‌تر خواهد کرد.

توماس جفرسون یکی از بنیان گذاران ایالات متحده می‌گوید:

« فردی که به یک روزنامه نگاه هم نمی‌کند، مطلع‌تر از کسی است که آن‌ها را می‌خواند.»

مصرف مداوم اخبار، تومورِ توهم شناخت و فهم جهان را در ذهن خواننده می‌کارد. بدین ترتیب فرد خبرخوان قربانی اعتمادبه‌نفس بیش از حد خود می‌شود. این اعتمادبه‌نفس موضع‌گیری‌هایی افراطی به همراه می‌آورد که از گزارش‌های بی‌مایه حاصل شده و سبب کج‌فهمی و بیراهه‌ رَوی خواننده می‌شود؛ هر چقدرخواننده خبر بیشتری بخواند بیشتر در باتلاق جهت‌گیری غیرمنطقی و غیرمستدل‌ فرومی‌رود.

بر اساس پدیدۀ روانشناختی «سوگیری منفی» تأثیر اخبار بد دو برابر اخبار خوب هستند. دیوی روانشناس برجسته، توجه به اخبار را از علل علایم بی‌خوابی و نوسانات خلقی و مشکلات دیگری همچون اضطراب، مشکلات گوارشی، پرخاشگری، وحشت‌زدگی، حساسیت‌زایی عاطفی و بدخلقی می‌داند.

«اخبار مختصر، جذاب، سریع و اساسأ ساده‌سازی شده است؛ یک علوفۀ ایده ‌آل برای مصرف بدون فکر»

استرس ناشی از اخبار میزان زیادی از ارادۀ ما را می‌گیرد و تحلیل می‌برد و باعث افزایش هرچه بیشتر پرسه‌زنی لای اخبار سطحی و کوتاه می‌شود، و در نهایت ما را در چرخۀ استرس و بی‌ارادگی و خبرخوانی به بن‌بست گرفتارمی‌آورد. بارمستر روانشناس آمریکایی می‌گوید:«ارادۀ ما مثل عضله تحلیل می‌رود.» پس ارادۀ خود را بیهوده برای خبرهای پیش‌پا افتاده مصرف نکینم شاید جاهایی مهم‌تر به کارمان بیایند.

از آنجایکه اقدامی برای متوقف ساختن حوادث تلخ و ناگوار خبری از دست‌‌مان برنمی‌آید، منفعل شده و نقش یک قربانی را به خود می‌گیریم یا به معنای علمی آن دچار ناتوانی آموخته شده می‌شویم. به نقل از جودی جکسون محقق رسانه:« وقتی اخبار را می‌خوانیم، دائمأ با مشکلات حل نشده روبه‌رو می‌شویم و این سبب ناامیدی و انفعال و افسردگی ما می‌شود.» .

رولف دوبلی:« صنعت اخبار مانند آپاندیس جامعه است، دائمأ ملتهب و بی‌مصرف، بهتر است آن را حذف کنید.»

در مغز ما 86 میلیارد سلول عصبی و بیش از یکصد تریلیون سیناپس ارتباطی وجود دارد و مشاهدات علمی حاکی از آن است که مغز انسان در بزرگ‌سالی نیز در حال تغییر شکل است؛ با این وجود اخبار سبب از هم پاشیده شدن بی‌شمار پیوندهای سیناپسی سابق و ایجاد پیوندهایی جدید و تغییر کلی دستگاه ذهنی‌مان و به کلامی دیگر شست‌وشوی مغزی می‌شود و این به نوبۀ خود، تفکر عجول و سطحی و بی‌مایه و کاهش تمرکز و توانایی خواندن متون طولانی را به علت قالب کوتاه کنونی اخبار به دنبال دارد.

خواندن متن‌های طولانی تمرکز حواس زیادی می‌طلبد. اخبار، ریشۀ تمرکز ما را از بُن می‌کَند و تمام حواس ما را از تمرکز تهی می‌کند. به علت خواندن متن‌های جذاب و کوتاه و خوش‌خوراک و خوش‌هضمِ اخبار جایی برای تمرکز بر خواندن متن‌های طولانی باقی نمی‌ماند.

با پی‌گیری اخبار از تروریست‌ها و اخبار جعلی حمایت کرده‌ایم. اصل کار تروریست‌ها ایجاد وحشت از طریق رسانه است تا کشتار و قتل‌عام، و با بمب‌گذاری و ایجاد یک طوفان رسانه‌ای به قصد و هدف خود دست می‌یازند، پس با نگاه به اخبار کمک بزرگی به تروریست‌ها کرده‌ایم و همچنین با توجه کردن به اخبار جعلی و بی‌اساس از گردش خبر حقیقی جلوگیری کرده‌ایم.

ماکس فریش نویسنده:«به آرامی متوجه می‌شوید، هیچ خبر جدیدی وجود ندارد.»

امیدوارم با حذف خبر و اخبار از زندگی به جهانی بهتر و سلامتی خود اهمیت بیشتری داده باشیم. این کتاب را بخوانید و به همه پیشنهاد بدهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *